"ياس آبي"
هرچی که تو بخوای .........
به تولد يك سالگي ياس آبي سلام دوستان امروز تولد وبلاگمه وبلاگ ياس آبي يك ساله شد
دوست دارم همه توي اين تولد باشن تولد تولدت مبارک از همه ي شما دوستاي گلم ممنون كه با نظراي خوبتون من رو همراهي كردين اميدوارم از اين به هم با كمك و نظر شما اين وبلاگ اداره بشه هدیه شما نظرات خوبتونه پس : ماه دامن کشان میدان آسمان را ترک می کرد و تاریکی سایه ی سنگین خود را به ماورای افقها می کشید . نسیم بامدادی بوسه بر لب دجله و بر چهره و گونه نخلهای پیر و جوان می زد ، گويا دنيا مي خواست بار ديگر شكوه و جلال وصف ناپذيري به خود گيرد. با صداي موذن دروازه صبح گشوده شد و اندكي پس از آن در يكي از خانه هاي شهر سامرا مولودي خجسته و مبارك چشم به جهان گشود ، مولودي كه تولدش شكوهمند و تبارش پاك و اصيل است. نامش نام رسول خدا(ص) ، كنيه اش ، كنيه رسول خدا .( ابوالقاسم) معروف به مهدي است ، او قائم است و منتظر. ۱۳ تصویر طبیعت با کیفیت عالی به دلیل اینکه حجمش زیاد بود ۱۳ تای بقیه رو بعدا می ذارم . شما هم می تونید بگید که چه موضوعاتی رو دوست دارید ، تا بذارم. حجم : ۲.۷ مگابایت پسورد: yase-abiii.blogfa ( با حروف کوچک) (توضیحات دانلود از این قراره: روی لینک که کلیک کردید توی صفحه ای که باز می شه باید همون پسورد بالا رو وارد کنید و enter کنید. توی صفحه دوم یه کد میده وارد کنید و روی گزینه click here to download کلیک کنید.) سر تا پاي خودم را كه خلاصه مي كنم ، مي شوم قد يه كف دست خاك كه ممكن بود يك تكه آجر باشد توي ديوار يك خانه، يا يك قلوه سنگ روي شانه ي يك كوه ، يا مشتي سنگ ريزه، ته اقيانوس؛ يا حتي خاك يك گلدان باشد ، خاك همين گلدان پشت پنجره. يك كف دست خاك ممكن است هيچوقت ، هيچ اسمي نداشته باشد و تا هميشه خاك باقي بماند، فقط خاك. اما حالا يك كف دست خاك وجود دارد كه خدا به او اجازه داده نفس بكشد ، ببيند ، بشنود ،بفهمد، جان داشته باشد يك مشت خاك كه اجازه دارد عاشق بشود ، انتخاب كند ، عوض بشود و تغيير كند. واي خداي بزرگ! من چقدر خوشبختم . من همان خاك انتخاب شده هستم. همان خاكي كه با بقيه خاك ها فرق مي كند.من آن خاكي هستم كه توي دست هاي خدا ورزيده شده ام و خدا از نفسش در آن دميده . من آن خاك قيمتي ام . حالا مي فهمم چرا فرشته ها آنقدر حسوديشان شد. اما اگر اين خاك ، اين خاك برگزيده، خاكي كه اسم دارد، قشنگ ترين اسم دنيا را ، خاكي كه نور چشمي و عزيز دردانه ي خداست. اگر نتواند تغيير كند ، اگر عوض نشود ، اگر انتخاب نكند ، اگر همين طور خاك باقي بماند ، اگر آن آخر كه قرار است برگردد و خود جديدش را تحويل خدا بدهد ، سرش را بيندازد پايين و بگويد : يا ليتني كنت ترابا . بگويد : اي كاش خاك بودم.... اين وحشتناك ترين جمله اي است كه يك آدم ميتواند بگويد. يعني اينكه حتي نتوانسته خاك باشد ، چه برسد به آدم! يعني اينكه ... خدايا دستمان را بگير و نياور آن روزي را كه هيچ آدمي چنين بگويد. روز آزادي غرور آفرين خرمشهر و روز ايثار و مقاومت و پيروزي بر ملت سرافراز ايران مبارك باد. سال هاست كه موي سپيد و چهره ي فرشته مانند و صداي نافذ و جذابت را نشنيده ايم اما ياد تو هر لحظه هر ثلنيه در خيالمان موج مي زند. هر چيز ياد تورا در دلمان زنده مي سازد . آن گاه كه پس از سال ها كسي به مقام تو برسد بزرگي تو را به خوبي درك خواهد كرد. روزي كه هر فرد مسئول تربيت صد ها كودك معصوم باشد دنياي بين كودك و معلم را خواهد فهميد. آن روز كه چشم هاي پاك و معصومي به ما خيره شوند و لبخند هاي بي آرايشي بر لبانشان نقش بندد ، ارزش تو را مي فهميم. آن روز هرچه داريم از تو داريم و هر لحظه كه فكر كنيم يا تصميم بگيريم ، به ياد پند ها و اندرز هاي تو افتيم. آن گاه با خود گوييم " در آن زمان ما كودكان معصومي بوديم و مانند شكوفه هاي نوبهار طراوت و نشاط داشتيم .چشم هاي ما آيينه ي قلبمان بود . هنوز با درد ها و رنج هاي زندگي آشنا نشده بوديم . لبخند شادماني بر لبانمان نقش بسته بود . تو بودي كه با تدبير و خردمندي آتش ذوق و اشتياق را در دل هاي ما روشن كردي، تو بودي كه از اين ديباي ظريف و ابريشمي ديبايي زربفت فراهم آوردي .موهاي سپيد تر و شيار هاي چهره تو ، زبان گوياي فداكاري هاي تو بودند. تو بودي كه ساعت هاي بسيار را صرف تربيت ما مي كردي. و از نفوذ عجيب خود بر قلب هاي پاك ما استفاده مي كردي و ما را به سوي آسمان ها مي بردي و درس زندگي مي دادي. حقيقت هم همين بود. فرمول هاي خشك همه از ياد مي روند اما نصايح تو در گوشمان طنين انداز مي شود و هر لحظه مشكلات زندگي چهره ي دلپذير تو را به يادمان مي آورد. تو را مي بينيم كه در آسمان ها پرواز مي كني . تو چه سعادتمندي كه چشم و چراغ اين اجتماعي. چه خوشبختي تو كه عالمان بزرگ و هنرمندان عالي قدر را در مكتب خويش سوي شاهراه سعادت راهنمايي كردي." اي خواهر فرشتگان آسمان ، روح تو براي روح ما چون انعكاس اشعه ي آسماني و آواز دلنشين همان فرشتگان است . معلم ؛ تو اين چشمه ي خشك نشدني، اين آيينه ي روح هاي پاك ، اين منبع نغمه هاي شيرين و كودكانه ، اين محرم اسرار و اين مرهم روح هاي افسرده ، اين دوست مورد اعتماد و رفيق ساعت هاي تلخ و تنهايي،اين خالق خنده و خوشي و اين عايق درد ها ، اين انسان وجودش مال مردم است و زندگيش در اختيار آن هاست. براي خود زندگي نمي كند و خوشي و لذت را براي خود نمي جويد. چرا كه خوشحالي عالي تري در دل مي پروراند. خوش حالي همان نغمه ها و ترانه هاي شيرين كودكانه كه با نگاه هاي مملؤ از محبت بي شائبه حياتش را سيراب مي كند. اكنون به وضوح مي دانيم كه معلمي اشتغال نيست ، اشتعال است. به تقدس نوازش دست هاي مادرانه ات قصم كه هيچ گاه محبت هايت را فراموش نخواهيم كرد . اگر در تمام طول عمر آهنگ ساز قلبمان بخواهد تقدير گوشه اي از زحمات شما را بنوازد از نواختن آن عاجز خواهند ماند. واقعا با قلم دل مي توان تنديس نقدير از محبت هاي بي شائبه تان را ترسيم كرد . معلم عزيزم دوستت دارم. روزت مبارك. خليج هميشه فارس، نامي ماندگار از قديم تا هميشه، تا وقتي که ايران زنده است، تا وقتي که ايراني زنده است. اگر طي چند سال اخير به بهانه برخي دشمن تراشيها و ناآگاهي به تاريخ و تمدن کهن ايران زمين و بي اطلاعي از پيشينه هزاران ساله اين سرزمين با همه خشکيها و درياهايش، برخي از دشمنان سعي در تعويض نام خليج فارس دارند بايد با يادآوري تاريخ اين ديار آنان را متوجه اشتباه عمدشان بکنيم. بايد دنيا بداند که خليج فارس، خليج هميشه فارس ايران بوده، هست و خواهد بود. بديهي است خليج فارس به علت راه داشتن به اقيانوس و درياهاي آزاد در طول تاريخ مورد توجه ملل حاشيه آن بوده است. ساکنان سواحل خليج فارس يعني اقوامي چون ايلاميها، آشوريها، سومريها، آکديها، بابليها، مديها و پارسيان در طول تاريخ بنيانگذار تمدنهاي درخشاني بوده اند. در اين دريا همه ملل و اقوام همچون پارسيان، مصريها، يونانيها، سومريها، هنديها، فينقيها، مقدونيها و اعراب به دريانوردي پرداخته اند و هر زمان متناسب با موقعيت سعي در شناخت بيشتر و تسلط بر سوامل و منابع آن نموده اند. نام خليج فارسدر تعريف جغرافيايي، خليج فارس عبارت از پيشرفتگي دريا در خشکي است که حد واسط سرزمين ايران و شبه جزيره عربستان مي باشد. اين دريا از قديم در بين اعراب، "بحرالفارس" نام داشته و در ماخذ اسلامي نيز بدين نام آمده است. در کتاب "حدود العالم" که يک هزار سال پيش تاليف شده و قديمي ترين کتاب فارسي موجود در دانش جغرافياست در خصوص اين دريا آمده است:"خليج پارس از حد پارس برگيرد، با پهناي اندک تا به حد سند رسد". در نوشته هاي غربي اين دريا با نام "پرسيکوس سينوس"((Sinus Persicus يا "پرسيکوم ماره" آمده است. در خصوص قدمت نام خليج فارس بايستي گفت از اسناد و مدارک زمان هخامنشيان چنين برمي آيد که نام "درياي پارس " از دوران گذشته مورد استفاده بوده است چنانکه در کتيبه اي که از داريوش پادشاه هخامنشي در تنگه سوئز بدست آمده از آن به عنوان "درياي پارس" ياد شده است. در زمان ساسانيان نيز خليج فارس را به نام "درياي پارس" ناميدند. در چند سال اخير عوامل استکبار در راستاي سياست "اختلاف بينداز و حکومت کن" و به منظور ايجاد تضاد ميان ايرانيان و اعراب، خليج فارس را نام جعلي "خليج عربي" بر سر زبانها انداختند. هدف ديگر استکبار از ايجاد هياهو در خصوص اين تغيير نام ايجاد شکاف در جبهه مبارزه اعراب عليه اسرائيل بود که در اين زمان در اوج خود قرار داشت و بدين ترتيب تلاش داشت فشار اسرائيل را کاهش دهد. در سال 1331در تحريفي آشکار روزنامه "تايمز" لندن نام جعلي خليج عربي را به جاي خليج فارس بکار برد. اين اقدامات به علت ايجاد زمينه هاي سياسي غلط توسط برخي از سياستمداران نادان محلي به سرعت در جهان عرب مورد توجه واقع شد. اصولا در گذشته خليج فارس يک درياي داخلي ايران بوده است و بنابراين واضح و اصولي است که نام آن برگرفته از ايران باشد، هر چند با هجوم استعمارگران اروپايي به منطقه و عدم توانايي دولت هاي مرکزي وقت ايران براي حمايت از امراي خراج گذار خود در بخش جنوبي خليج فارس به تدريج اين مناطق از ايران جدا شد و آخرين بخش از اين مناطق يعني بحرين بطور رسمي در سال 1350از ايران جدا شد. با اين وجود هنوز زبان، فرهنگ و نژاد ايراني در اين منطقه آشکارا خود را نشان مي دهد. ياد دارم كه روزگاري بود ياد دارم كه روزگاري بود كه مرا پيش غمگساري بود با لب يار و در بر دلدار هر زمانيم كار و باري بود جام عيش مرا نه دردي بود گل وصل مرا نه خاري بود ز آهوي شير گير روبه باز دل بيچاره را شكاري بود گرد آب حيات بر خورشيد از خط او بنفشه زاري بود همه اسباب عيشم آماده يا رب آن خود چه روزگاري بود گر جهان موجها زدي ز اغيار سعديش بس گزيده ياري بود شيخ مشرف بن مصلح شيرازي مشرف بن مصلح (يا مشرف الدين مصلح مشرف الدين بن مصلح الدين) سعدي شيرازي در اوايل قرن هفتم هجري (اوايل قرن سيزدهم ميلادي) ميان خانداني از عالمان دين در شيراز ولادت يافت. در اوايل جواني به بغداد رفت و ان جا در مدرسه نظاميه كه خاص شافعيان بود به تحصيل علوم ادبي و ديني همت گماشت و سپس به عراق و شام و حجاز سفر كرد و در اواسط قرن هفتم هجري در عهد حكومت اتابك سلغري ابوبكر بن سعد بن زنگي (623- 658 هجري برابر با 1226-1259 ميلادي ) به شيراز بازگشت و منظومه ي حكمي بوستان را در سال 655 هجري (برابر با 1257 ميلادي) به وي تقديم كرد و سال بعد (656 هجري برابر با 1258 ميلادي) گلستان را در مواعظ و حكم به نثر مزين آميخت.با قطعات اشعار دل انگيز به نام شاهزاده سعد بن ابوبكر در آورد و به وي تقديم نمود و از آن پس قسمت عمده ي عمر خود را در شيراز و در خانقاه خود زيسته و به سال 691 هجري (1291 ميلادي) يا 694 هجري (1294 ميلادي) درگذشته و در همان خانقاه مدفون گرديده است. غزلي از ديوان اشعار سعدي: عيب ياران و دوستان هنر است عيب ياران و دوستان هنر است سخن دشمنان نه معتبر است مهر مهر از درون ما نرود اي برادر كه نقش بر حجر است چه توان گفت در لطافت دوست هرچه گوييم از آن لطيف تر است آن كه منظور ديده و دل ماست نتوان گفت شمس يا قمر است هر كسي گو به حال خود باشد اي برادر كه حال ما دگر است تو كه در خواب بوده اي همه شب چه نصيبت ز بلبل سحر است آدمي را كه جان معني نيست در حقيقت درخت بي ثمر است ما پراكندگان مجموعيم يار ما غايبست و در نظر است برگِ تَر خشك مي شود به زمان برگ چشمان ما هميشه تر است جان شيرين فداي صحبت يار شرم دارم كه نيك مختصر است اين قدر درون قدر اوست و ليك حد امكان ما همين قدر است پرده بر خود نمي توان پوشيد اي برادر كه عشق پرده در است سعدي از بارگاه قربت دوست تا خبر يافتست بي خبر است ما سر اينك نهاده ايم به طوع تا خداوندگار را چه سر است روحش شاد و يادش گرامي باد. يك مشت دانه اي گندم توي پارچه اي نمناك خيس خوردند؛ جوانه زدند و سبز شدند. كمي كه بالا آمدند ؛ دورشان را روباني قرمز گرفت و همسايه سكه و سيب شدند. بشقاب سبزه آبروي سفره هفت سين بود. دانه هاي گندم خوشحال بودند و خيالشان پر بود از رقص گندم زار هاي طلايي. آنها به پايان قصه فكر مي كردند ، به قرص ناني در سفره و اشتياق دستي كه آن را مي چيند. نان شدن بزرگترين آرزوي هر دانه گندم است. اما برگ هاي تقويم تند وتند ورق خورد و سيزدهمين برگ پايان دانه هاي گندم بود . روبان قرمز پاره شد و دستي دانه هاي گندم را از مزرعه كوچكشان جدا كرد. رؤياي نان و گندم تكه تكه شد. و اين آخر قصه بود. دانه ها دلخور بودند از قصه اي كه خدا برايشان نوشته بود. پس به خدا گفتند: اين قصه اي نبود كه دوستش داشتيم؛ اين قصه ناتمام است و نان ندارد. خدا گفت: قصه شما كوتاه بود اما ناتمام نبود. قصه شما، قصه جوانه زدن بود و روييدن. قصه سبزي ؛ قصه اي كه براي فهميدنش عمري بايد زيست. قصه شما قصه زندگي بود و كوتاهي اش ، رسالتتان گفتن همين بود. خدا گفت: قصه شما اگر چه نان نداشت اما زيبا بود؛ به زيبايي نان. 22 بهمن روز پيروزي انقلاب اسلامي ايران بر ملت غيور و سربلند اين مرز و بوم مبارك باد. درست است كه ما آن روز ها در صحنه نبوديم و نمي توانستيم از نزديك لذت پيروزي پس از سال ها مبارزه را بچشيم ولي پس از گذشت سي سال همچنان اين روز را جشن مي گيريم و خود را در شادي مردم آن زمان شريك مي دانيم. پس از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي ايران همواره ايران راه پيشرفت و ترقي را مي پيمايد و در زمينه هاي مختلف به موفقيت هاي بسيار دست مي يابد و اين از نتايج و اثرات انقلاب به رهبري امام خميني (ره) است. به ياري خدا و در سايه ي رهبري آيت الله خامنه اي؛ جمهوري اسلامي ايران همچنان راه پيشرفت و موفقيت را مي پيمايد.


........ تولد
........
.........


........ ( و البته هرچي تو بخواي)
<< هديه يادتون نره>>

ممنون كه توي تولد بوديد. ![]()
میلاد دوازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولايت، مهدي موعود مبارك باد .














اهميت خليج فارس
اصولا خليج فارس و منطقه خليج فارس مشخصه يک ناحيه جغرافيايي است، هيچ ناحيه جغرافيايي به تنهايي و در انزوا نمي تواند اهميت و ارزشي داشته باشد، فقط ترکيب با عوامل ديگر است که به يک ناحيه جغرافياي معني و هويت معين مي دهد. اهميت منابع طبيعي خليج فارس که شامل سه بخش نفت، گاز و ساير منابع طبيعي است، حائز اهميت مي باشد. مهمترين ارزش و اهميت منطقه خليج فارس وجود منابع سرشار نفت در خليج فارس و کشورهاي حوزه آن است. با گذشت زمان نه تنها از اهميت نفت اين منطقه جهان بخصوص براي غرب کاسته نشده بلکه از زمان کشف و استخراج اولين چاه هاي نفت در ايران در پنج خرداد 1287تا به امروز با وجود تحولات عظيم چه در شيوه توليد، مصرف، حمل و نقل و چه اکتشافات نفت در حوزه هاي جغرافيايي مختلف جهان و با وجود تحولات اساسي در شيوه هاي تهيه انرژي از نفت و يا از ساير منابع نظير انرژي هسته اي، خورشيد، آب، باد و... کاسته نشده است، بلکه هر روز نيز به اهميت و ارزش آن افزوده مي شود. بايد در خصوص ساير منابع طبيعي موجود در خليج فارس گفت که از ميان کشورهاي حاشيه خليج فارس تنها در ايران ذخاير شناخته شده شامل 800ميليون تن مس با درجه 12/1درصد و بيش از 500ميليون تن با درجه پايين تر، هفت ميليون تن سنگ معدن کرومي، بيش از 2/1ميليارد تن آهن و 6/1ميليارد تن زغال سنگ با کيفيت عالي و 500ميليون تن فلز آلومينيوم وجود دارد. همچنين معادن ديگر عبارتند از سرب، روي، نمک، سولفور، منگنز، نيکل، طلا، اورانيوم، منيزيم و... است. از مجموع جزاير شناخته شده در خليج فارس 130جزيره با مساحت هاي متفاوت مي باشد که هفت جزيزه مهم آنها در ايران به عنوان کليد تنگه هرمز هستند و در نتيجه اهميتي استراتژيک دارند که شامل، قشم، لارک، هنگام، تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسي مي باشند. بايد گفت که به دليل راه داشتن به آبهاي آزاد و عبور روزانه صدها کشتي نفت کش خليج فارس و تنگه هرمز مي توان به اهميت و ارزش بالاي اقتصادي تجاري اين منطقه در در برهه کنوني سياسي، فرهنگي آن پي برد. از اين رو همه بازيگران جهان به ضرورت اهميت اين منطقه پي برده و با بروز برخي مشکلات در آن سعي در ايجاد تنش و از بين رفتن ثبات منطقه دارند که با هوشياري دولتمردان کشور تاکنون موفق به رسيدن به اهداف شوم خود نشده اند. با اميد به اينکه با ياري خدا و تلاش جمعي مسئولان خليج فارس تا هميشه ماندگار بماند و ثبات سياسي و اقتصادي آن حفظ شود. دهم ارديبهشت ماه به عنوان روز ملي خليج فارس نامگذاري شده است.
روز ملي خليج هميشه فارس گرامي باد.
روز بزرگداشت شاعر گران مايه ي ايراني ، سعدي شيرازي مبارک باد.
قطعه اي از ديوان اشعار سعدي: 






| Design By : Night Skin |


